ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
962
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
به نظر شما ميرسد بپرسيد . و اگر اين گفتار بدين سان توجيه نشود كه مقصود آنان منحصر كردن ظواهر توهم آور ياد كرده و حمل آنها بر توجيهى است كه ائمهء آنان بدان قائلند آن وقت بايد گفتار مزبور را كفر صريح دانست و پناه به خدا از چنين سخنان كفر آميزى و كتب اهل سنت پر از مخالفت با اين گونه بدعتهاست و با دلايل صحيح بتفصيل آنها را رد كردهاند . و ما باختصار به آنها اشاره كرديم تا فصول و مجموعهء گفتارهاى گوناگونى را كه در اين باره آمده است از يك ديگر باز شناسيم . و ستايش خدائى را كه ما را به اين رهبرى كرد و اگر خدا ما را هدايت نمىفرمود به هيچ رو رهبرى نمىشديم . [ 1 ] و اما مسائلى كه دليل و مفهوم آنها پوشيده است مانند وحى و فرشتگان و روح و جن و برزخ و كيفيات رستاخيز و دجال و فتنهها و علامات « پيش از وقوع رستاخيز » و ديگر امورى كه درك آنها دشوار يا مخالف عادات است ، اگر آنها را بر وفق عقايد و توضيحات اشعريان كه از اهل سنتاند توجيه كنيم ، در زمرهء متشابهات محسوب نخواهند شد ، ولى اگر به متشابه بودن آنها قائل باشيم هم اكنون به توضيح آنها ميپردازيم و حقيقت مسائل مزبور را بدينسان آشكار ميسازيم : بايد دانست كه عالم بشريت شريفترين و برترين عوالم موجودات است . و هر چند در جهان مزبور حقيقت انسانيت يكسان و همانند تجلى مىكند ، ولى با همهء اين ، در اين جهان مرحلههاى مختلفى وجود دارد كه هر يك به علت اختصاص يافتن به كيفيات خاصى با ديگرى متفاوت است چنان كه گوئى حقايق هم در آن مختلف و گوناگون است . و مراحل مزبور عبارتند از : 1 - عالم جسمانى بشر ، كه متكى به حس ظاهرى و انديشهء امور معاش و ديگر اعمال و تصرفاتى است كه موجوديت و زندگانى كنونيش آنها را براى وى
--> [ 1 - ) ] الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا الله 7 : 43 . س : 7 ( الاعراف ) آ : 41 .